می دانستند دندان برای تبسم نیز هست و تنها . . . 

بردریدند . . .

نفهمیدم چرا بی سبب ، از کوچه به خانه ام خواندند ، 

آیینه به دستم دادند ، بعد ، خیره به خویش ، دمی در خوابهای گریه نگریستم ، 

انگار از دور ، از همان سمت نابهنگام باد ، صدای شکستن چیزی شبیه صدای آدمی می آمد ، 

آیا کسی ، از پی رفتن لامحال من می گریست . . . ؟

نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد‌ماه سال 1388  با احساس احسان 


Blog Skin