کرم ابریشمِ کوچکِ من

 

خانه ی تازه ی تو مبارک

 

آخرش بافتی پیله ات را؟

 

بالِ تازه ، دل نو مبارک

 

آن لباس قدیمی و پاره

 

دیدی اندازه ی قدِ تو نیست

 

دیگر آن را نباید بپوشی

 

واقعا این که در حد تو نیست!

 

آن خودِ کهنه ات را رها کن

 

بی خیالش بیا زود بیرون

 

یک خودِ تازه تر آن طرف هاست

 

آن طرف ، پشت آن بید مجنون

 

بعد از این ، آسمان پیله ی توست

 

ابرها را تو پیراهنت کن

 

زودتر ، وقت اصلا نداریم

 

بال های نوات را تنت کن

 

وعده ی ما همانجا که گفتی

 

پشت دروازه ی شهرِ جادو

 

منتظر باش دارم می آیم

 

وای رفتی! ولی بال من کو؟

 

تو برو من ولی کار دارم

 

بالِ پروازِ من پاره پاره ست

 

باز باید ببافم خودم را

 

پیله ی کوچکم نیمه کاره ست . . .

 

" عرفان نظر آهاری " 

 

نوشته شده در  پنج‌شنبه 8 مرداد‌ماه سال 1388  با احساس احسان 


Blog Skin