عشق که خود را در تو ریخت ، تو دیگر جا برای خودت کم می آوری . . . 

 

از میان برمی خیزی . . . 

 

آن گاه . . . 

 

تو را که می نگرند ، او را می بینند . . . 

 

این . . . 

 

لحظه لحظه ی راهی ست که از آن گفتم . . . 

 

 

نوشته شده در  چهارشنبه 28 مرداد‌ماه سال 1388  با احساس احسان 


Blog Skin