رباعی هایی به امام زمان . . .
یک عمر تو زخم های ما را بستی
هر روز کشیدی به سر ما دستی
شعبان که به نیمه می رسد آقا جان
ما تازه به یادمان می آید هستی . . .
* * *
سرتاسر جان ما پر از تب نشده
چون جام جنون ما لبالب نشده
ما منتظریم ماه ، کامل بشود
دور قمری چهارده شب نشده . . .
"جلیل صفر بیگی "
زمانش رسیده برگردی . . .
گمان کنم که زمانش رسیده برگردی
به ساحت شب قدر ، ای سپیده ، برگردی
هزار بیت فرج نذر می کنم شاید
به دفتر غزلم ای قصیده ، برگردی
زمان آن نرسیده کرامتی بکنی
قدم به خانه گذاری به دیده برگردی؟
مزار حضرت مهتاب را نشان بدهی
به شهر سبزترین آفریده برگردی؟
گمان کنم که زمانش . . . گمان کنم حالا
که پلک شاعری من پریده ، برگردی
نگاه کن ، به خدا بی تو زندگی تنهاست
قبول کن که زمانش رسیده برگردی . . .
" نغمه مستشار نظامی "
یادداشتی برای خدا . . .
یا رحمان و
یا رحیم . . .
کلمات را هم هدایت کرده ای
و زیباترین سخن را
به لطافت ابر
وطراوت باران
در آمیخته ای
ابر می شوم
باران می شوم
آیه ات می شوم
کلمه ، کلمه ، کلمه
هدایتم کن . . .
الهی . . .
نزدیک تر از آنی که روی از تو بگردانم
سوگند به آن ابرهای تاریک که شهر را سیاه کرده اند
والعصر
ان الانسان لفی خسر . . .
الهی . . .
نشسته ایم زیر بارانت
که باران نمی بارد . . .
الهی . . .
آنچنانتر از آنچنانم
پیاله پیاله
پله پله
پیاله پله
مولاناتر از مثنوی ام
ملاقات هوای تو را دارم . . .
" سینا علی محمدی "