ترنم عشق

 

" نامه ی یک مرد عاشق به همسرش "

 

متشکرم :

 

برای همه ی وقت هایی که مرا به خنده واداشتی .

 

برای همه ی وقت هایی که به حرف هایم گوش کردی .

 

برای همه ی وقت هایی که به من شهامت و جرات دادی .

 

برای همه ی وقت هایی که مرا در آغوش گرفتی .

 

برای همه ی وقت هایی که با من شریک شدی .

 

برای همه ی وقت هایی که با من به گردش آمدی .

 

برای همه ی وقت هایی که خواستی در کنارم باشی .

 

برای همه ی وقت هایی که به من اعتماد کردی .

 

برای همه ی وقت هایی که مرا تحسین کردی .

 

برای همه ی وقت هایی که باعث راحتی و آسایش من بودی .

 

برای همه ی وقت هایی که گفتی " دوستت دارم " .

 

برای همه ی وقت هایی که در فکر من بودی .

 

برای همه ی وقت هایی که برایم شادی آوردی .

 

برای همه ی وقت هایی که به تو احتیاج داشتم و تو با من بودی .

 

برای همه ی وقت هایی که دلتنگم بودی .

 

برای همه ی وقت هایی که به من دلداری دادی .

 

برای همه ی وقت هایی که در چشمانم نگریستی و صدای قلبم را شنیدی .

 

و برای همه ی این لحظات جادویی ، از تو متشکرم .

 

بخاطر همه ی این ها ، هیچوقت فراموش نکن :

 

لبخند من به تو یعنی " عاشقانه دوستت دارم " .

 

آغوش من همیشه برای تو باز است .

 

همیشه برای گوش دادن به حرف هایت آمادگی دارم .

 

همیشه پشتیبانت هستم .

 

من مثل کتابی گشوده برایت خواهم بود .

 

فقط کافیست چیزی از من بخواهی ، بلافاصله ازآن تو خواهد شد .

 

می خواهم اوقاتم را در کنار تو باشم .

 

من کاملا به تو اطمینان دارم و تو امین من هستی .

 

در دنیا ، تو از هر چیزی برایم مهمتری .

 

همیشه دوستت دارم ، چه به زبان بیاورم چه نیاورم .

 

همین الان در فکر تو هستم .

 

تو همیشه برای من شادی می آوری به خصوص وقتی که لبخند بر لب داری .

 

من همیشه برای تو اینجا هستم و دلم برایت تنگ می شود .

 

هروقت احتیاج به درددل داشتی ، روی من حساب کن .

 

من هنوز در چشمانت گم شده ام .

 

تو در تمام ضربان های قلب من حضور داری . . . 

 

راهنمای کوچک زندگی - ۳۸

 

" از شکسته ترین حصار تا آبی ترین لحظه ها "

 

برای من ، خواندن این که شن های ساحل ، نرم اند کافی نیست . . .

 

می خواهم پاهای برهنه ام ، این نرمی را حس کنند . . .

 

معرفتی که قبل از آن احساسی نباشد برای من بیهوده است . . .

 

هرگز در این جهان چیزی ندیده ام که حتی اندکی زیبا باشد ، مگر آن که

 

فورا آرزو کنم تا همه ی مهر من ، آن را در بر بگیرد . . .

 

" آندره ژید "

 

اگر زندگی ، صد دلیل برای غصه خوردن نشانت می دهد ،

 

تو هزار دلیل برای خندیدن به او نشان بده . . .

 

در بن بست هم راه باز است ، اگر قبلا پرواز کردن را آموخته باشی . . .

 

خداوند ، هر یک از ما را چنان دوست دارد که گویی فقط یکی از ما هست . . .  

 

زندگی ، آنچه زیسته ایم نیست ، 

 

بلکه چیزیست که به یاد می آوریم تا روایتش کنیم . . . 

 

" گابریل گارسیا مارکز "

 

یک تامل کوتاه

 

خدایا  

 

به هرکه دوست می داری بیاموز که عشق از زندگی کردن بهتر است . 

 

وبه هرکه دوست تر می داری بچشان که  

 

دوست داشتن از عشق ، برتر است . 

 

عشق ، یک جوشش کور است و پیوندی است از سر نابینایی ،  

 

اما دوست داشتن ، پیوندی است خودآگاه  

 

و از روی بصیرت ، روشن و زلال . 

 

عشق ، بیشتر از غریزه آب می خورد ( ناشی می شود )  

 

و هرچه از غریزه سر می زند بی ارزش است  

 

ولی دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا  

 

هرجا که روح ارتفاع دارد دوست داشتن با آن اوج می گیرد . 

 

عشق ، در غالب دل ها ،  

 

در شکل و رنگ های تقریبا مشابهی متجلی می شود  

 

و دارای صفات ، حالات و مظاهر مشترکی است ، اما دوست داشتن ، 

 

در هر روحی ، جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می گیرد  

 

و چون روح ها ( برخلاف غریزه ها ) هرکدام رنگ ، ارتفاع ، بعد ، 

 

طعم و عطری ویژه ی خویش دارند ، می توان گفت که  

 

به تعداد هر روحی ، دوست داشتنی هست . 

 

عشق ، با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سال ها  

 

بر آن اثر می گذارد اما دوست داشتن ، در ورای سن ، زمان و مزاج ،  

 

زندگی می کند و بر آشیانه ی بلندش روز و روزگار را دستی نیست . 

 

عشق ، در هر رنگی و سطحی با زیبایی محسوسِِِ نهان یا آشکار ، 

 

 رابطه دارد ، چنانکه شوپنهاور می گوید : 

 

" شما بیست سال بر سن معشوقتان بیفزایید ،  

 

آنگاه تاثیر مستقیم آن را روی احساستان مطالعه کنید " ،  

 

اما دوست داشتن ، چنان در روح غرق است  

 

و گیج وجذب زیبایی های روح است که زیباییهای محسوس را  

 

به گونه ای دیگر می بیند . 

 

عشق ، طوفانی ، متلاطم و بوقلمون صفت است  

 

اما دوست داشتن ، آرام ، استوار ،  

 

باوقار و سرشار از نجابت است . . . 

 

" دکتر علی شریعتی "