برای فهمیدن ارزش ده سال ، از زوج های تازه طلاق گرفته بپرس .
برای فهمیدن ارزش چهار سال ، از فارغ التحصیل دانشگاه بپرس .
برای فهمیدن ارزش یک سال ، از دانش آموزی که در امتحانات آخر سال ،
رد شده بپرس .
برای فهمیدن ارزش 9 ماه ، از مادری که نوزاد مرده به دنیا آورده بپرس .
برای فهمیدن ارزش یک ماه ، از مادری که نوزاد زودرس
به دنیا آورده بپرس .
برای فهمیدن ارزش یک هفته ، از سردبیر یک هفته نامه بپرس .
برای فهمیدن ارزش یک ساعت ، از عشاقی که در انتظار یکدیگرند بپرس .
برای فهمیدن ارزش یک دقیقه ، از مسافری که قطار ، اتوبوس یا
هواپیما را از دست داده بپرس .
برای فهمیدن ارزش یک ثانیه ، از بازمانده ی یک تصادف بپرس .
برای فهمیدن ارزش یک دهم ثانیه ، از شخصی که در المپیک ، مدال نقره
بدست آورده بپرس . . .
پروردگارا . . .
مرا آرامشی ده ؛
تا بپذیرم آنچه را نمی توانم تغییر دهم .
توان ده ؛
تا تغییر دهم آنچه را می توانم تغییر دهم .
بینش ده ؛
تا تفاوت این دو را بفهمم .
و مرا فهم ده ؛
تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن ، مطابق میل من رفتار کنند . . .
" جبران خلیل جبران "
به تماشا سوگند
و به آغاز کلام
و به پرواز کبوتر از ذهن
واژه ای در قفس است
هر که در حافظه ی چوب ببیند باغی
صورتش در وزش بیشه ی شور
ابدی خواهد ماند
هرکه با مرغ هوا دوست شود
خوابش آرام ترین خواب جهان خواهد بود
آنکه نور از سرِ انگشت زمان برچیند
می گشاید گره ی پنجره را . . .
" فروغ فرخزاد "