برای ناخدایی که به بندر مقصد نمی اندیشد ، هیچ بادی ، بادموافق نیست . . .

از عشق خود ، ابری بساز بارانساز ، و بر او بی دریغ ببار ، 

بگذار معشوق تو ، زیر بارش بی امان عشق تو ببالد و خود را به خورشید برساند ، 

بالیدن و نورانیت او را تماشا کن و شاد باش ، 

اینگونه است که عشق می ماند و نمی رود . . .

نوشته شده در  جمعه 28 فروردین‌ماه سال 1388  با احساس احسان 


Blog Skin