اگر سفر نکنی ،

 

اگر کتابی نخوانی ،

 

اگر به اصوات زندگی گوش ندهی ،

 

اگر از خودت قدردانی نکنی ،

 

به آرامی آغاز به مردن می کنی . . .

 

زمانی که خودباوری را در خودت بکشی ،

 

وقتی نگذاری دیگران به تو کمک کنند ،

 

به آرامی آغاز به مردن می کنی . . .

 

اگر برده ی عادات خود شوی ،

 

اگر همیشه از یک راه تکراری بروی ،

 

اگر روزمّّرگی را تغییر ندهی ،

 

اگر رنگ های متفاوت به تن نکنی ،

 

اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی ،

 

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی . . .

 

اگر از شور و حرارت ،

 

از احساسات سرکش ،

 

و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وامی دارند و  

 

ضربان قلبت را تندتر می کنند ، دوری کنی . . .

 

تو به آرامی آغاز به مردن می کنی . . .

 

اگر هنگامی که با شغلت یا عشقت شاد نیستی ، آن را عوض نکنی ،

 

اگر برای مطمئن در نامطمئن خطر نکنی ،

 

اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یک بار در تمام زندگی ات ، 

 

ورای مصلحت اندیشی بروی . . .

 

امروز زندگی را آغاز کن . . .

 

امروز مخاطره کن . . .

 

امروز کاری کن . . .

 

نگذار به آرامی بمیری . . .   

نوشته شده در  دوشنبه 22 تیر‌ماه سال 1388  با احساس احسان 


Blog Skin