با توام ، با تو ، خدا

 

یک کمی معجزه کن

 

چندتا دوست برایم بفرست

 

پاکتی از کلمه

 

جعبه ای از لبخند

 

نامه ای هم بفرست

 

کوچه های دل من

 

باز خلوت شده است

 

قبل از این که برسم

 

دوستی را بردند

 

یک نفر گفت به من

 

باز دیر آمده ای

 

دوست ، قسمت شده است

 

با توام ، با تو ، خدا

 

یک دلِ قلّابی

 

یک دلِ خیلی بد 

 

چقَدَر می ارزد

 

من که هر جا رفتم جار زدم :

 

شده این قلب حراج

 

بدوید

 

یک دل مجانی

 

قیمتش یک لبخند

 

به همین ارزانی

 

هیچ وقت اما

 

هیچ کس قلبِ مرا قرض نکرد

 

هیچ کس دل نخرید

 

با توام ، با تو ، خدا

 

پس بیا ، این دلِ من ، مال خودت

 

من که دیگر رفتم اما

 

ببر این دل را دنبال خودت . . .

 

" عرفان نظر آهاری "  

 

 

نوشته شده در  پنج‌شنبه 8 مرداد‌ماه سال 1388  با احساس احسان 


Blog Skin